X
تبلیغات
هنری
کارهای هنری مجتمع سمپاد سمنان
 کمال‌الملک
محمد غفاری معروف به کمال‌المُلک نقاش ایرانی (زاده ۱۲۲۷ - درگذشته ۱۳۱۹) یکی از مشهورترین و پر نفوذترین شخصیت‌های تاریخ هنر معاصر ایران به شمار می‌آید. وی در یکی از خانواده‌های هنرمند وسرشناس در کاشان چشم به جهان گشود. غفاری پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی در کاشان به همراه برادر بزرگترش به تهران آمد و در دارالفنون در رشتهٔ نقاشی ادامه تحصیل داد. پس از گذشت سه سال تحصیل وی در دارالفنون، هنگامی که ناصر الدین شاه از این مدرسه بازدید می‌کردد، کار او را پسندید و وی را به دربار فراخواند.

با حضور در دربار، در ابتدا لقب خان، سپس پیشخدمت مخصوص به وی داده شد و پس از چندی تاثیر آثار محمد غفاری سبب گردید تا ناصرالدین شاه خود به شاگردی وی در آید و او را در ابتدا به لقب نقاش باشی و سپس به لقب کمال الملک منصوب کند. در مدت حضور وی در دربار، او ۱۷۰ تابلو کشید که معروف‌ترین آن‌ها تالار آینه می‌باشد و اولین تابلوییست که آن را امضا کرده است.

پس از مرگ ناصرالدین شاه و به سلطنت رسیدن مظفر الدین شاه، کمال الملک برای ادامه تحصیل در زمینه نقاشی و زبان فرانسوی و همچنین بازدید از موزه‌ها، عازم اروپا شد. او در مدت سه سال در ایتالیا، فرانسه و مدت کوتاهی در اتریش زندگی کرد و در طی این مدت با بازدید از موزه‌های مهم شهرهای فلورانس، رم و پاریس، از آثار نقاشان برجسته‌ای چون روبنس، تیسین و رامبراند در حدود دوازده کپی نقاشی کرد.

بازگشت کمال الملک به ایران، مصادف با انقلاب مشروطه می‌شود. در این هنگام کمال الملک با انتشار مقالات و ترجمه برخی آثار ژان ژاک روسو و دیگر نویسندگان آزادی خواه فرانسه، به سهم خود با حرکت مردم، همراه می‌شود.[۱] در نهایت در ارديبهشت ۱۳۰۷ وی به روستای حسین آباد نیشابور تبعید شد و مابقی عمر خود را در آنجا گذراند. وی در سال ۱۳۱۹ در سن ۹۵ سالگی در گذشت و پیکر او را در کنار عطار نیشابوری به خاک سپردند.[۲]

ارامگاه کمال الملک در نیشابور

پرونده:Kamal-al-molk-ghabr.jpgپرونده:کمال‌الملک-عمو صادق شیرازی.JPG

عمو صادق شیرازی - اثر استاد کمال الملک

پرونده:کمال‌الملک۳.JPG

دو دختر گدا - اثر استاد کمال الملک

|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390  |
 زددگینامه ی استاد فرشچیان
زندگی نامه استاد محمود فرشچیان
                      
محمودفرشچيانبه سال 1308 شمسي در اصفهان، پايتخت هنر ايران، ديده به جهانگشود. پدرش،حاج غلامرضا فرشچيان، از تجار فرش بود و در كار هنر قالي بافيدست داشت.اين زمينه ي مساعد براي پرورش ذوق و شوق او در راه آشنايي باهنر مؤثرافتاد. از سال هاي پيش از مدرسه از روي نقش هاي قالي طرح مي زد،تا بهتدريج دستش در كار نقش پردازي روان گرديد. فرشچيان در طي تحصيلاتمقدماتيدر محضر استاد ميرزا آقا امامي اصفهاني، هنرمند چيره دست وپرآوازه ي دياراصفهان، به آموختن نقاشي دل بستگي تمام پيدا كرد و دل درگرو نقش هاي زيبابست. او از كار هنر احساس رضايت و شادماني داشت. فرشچياندر كارگاه استادامامي آموخت كه در كار هنر بايد عاشق بود و سخت كوش وگرنهراه به جايينخواهد برد. چنان كه ((عاشقي شيوه ي رندان بلاكش باشد)).

فرشچيان،درادامه ي راه، از كلاس هفتم دبيرستان (14 سالگي) قدم به هنرستانهنرهايزيباي اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جايگاه عاشقي، زير نظر استادعيسيبهادري، استاد نابغه و توانمند نقش قالي، مينياتور، نقاشي رنگ روغن،بهفراگيري اصول و مباني طراحي نقوش سنتي (نقشه ي قالي، تذهيب،مينياتور)پرداخت. بدون شك نقش استاد عيسي بهادري در پرورش و خلاقيت هايمحمودفرشچيان نقشي فوق العاده ارزشمند بود. زيرا فرشچيان، با اعتقاد كاملبهمهارت و توانايي هاي عيسي بهادري، از سمت شاگردي محضر استادش عاشقانهبهرهمي گرفت و نقش مي زد، به نحوي كه تلاش بي وقفه و تمرين هاي شبانهروزيفرشچيان سبب شگفتي و تعجب همگان، به خصوص خانواده شده بود.

اينتلاشسرانجام قلب و روحش را سرشار از نقش ها و رنگ هاي زيبا ساخت. از آنجا كههنر و ادبيات ايران زمين از ديرباز همگامي و هم دلي خود را در ثبتارزش هايفرهنگي  جلوه گر ساخته بود، فرشچيان با دلبستگي، به مطالعه يادبيات و شعرعرفاني همت گماشت تا بدان جا كه خود نيز گاه شعر مي سرود.بازتاب آشناييادبيات عرفاني در آثار استاد فرشچيان بعد ها موجد يكي ازويژگي هاي تحسينبرانگيز نقاشي او گرديد.

استاددر بيان احساس وتجسم شعر گونه ي عواطف، به شيوه اي كاملا جديد، موفق بههماهنگي و همگاميميان مضمون و محتوا و شكل و فرم نقاشي هايش گرديد و اين،مشخصه ي اصلي كاراو در نقاشي شد.

فرشچياندر جواني بسيار پرتلاشو خستگي ناپذير به كار و طراحي نقوش مختلف ميپرداخت. او در مطالعه ي آثارتاريخي شهر اصفهان (چهل ستون، عالي قاپو،مسجد شيخ لطف الله،... و طرح هاياسليمي و ختايي كاشي كاري هاي بي نظير آنآثار سر از پا نمي شناخت و چونمحققي موشكافانه اين نقش ها را مطالعه ميكرد. فرشچيان حتي در دوره يسربازي نيز دست از قلم و رنگ برنداشت و آثاريديدني آفريد كه بسيار موردتشويق مقامات قرار گرفت. تابلو صوفيان رقص كنانساغر شكرانه زدند از جمله يآن آثار است.
فرشچياندر سال1332 تصميم گرفت برايديدن آثار هنري هنرمندان معروف جهان سيري درموزه هاي دنيا كند. اين سفر دوسال به طول انجاميد و بر دانش و تجربياتهنري استاد افزود وذستاوردي  جهاني از هنر اندوخت. از آنجا كه ((هنرهايزيبا)) در جست و جويهنرمندان خوش ذوق و اصيل براي آموزش هنر بود، فرشچياندر سال 1338 درهنرستان هاي وابسته به آن در تهران به تعليم هنرجويانمشغول شد.

بدونترديداستاد محمود فرشچيان يكي از پديده هاي هنر نگارگري در عصر حاضر است.او درطراحي و شناخت و به كارگيري رنگ ها فوق العاده قدرتمند و قوي است.اين قدرتقلم و صلابت و استواري خطوط قلم گيري است كه از او هنرمنديپرآوازه و مشهورساخته است. از نظر محتوا و مضمون، آثار فرشچيان عمدتا باالهام از ادبياتعرفاني و باورهاي مذهبي ساخته و پرداخته شده اند. از حيثتكنيك و فرمنوآوري و ابتكار، آثار استاد فرشچيان بسيار دلنشين و مناسبارزيابي شدهاست، زيرا كه بنيان آن بر اصول و مباني نقاشي اصيل ايرانيپايه ريزي شدهاست. فرشچيان با حفظ تمامي ويژگي هاي ارزشمند نگارگريايراني است كه بهنوآوري مي پردازد. به همين دليل است كه موفق در هنر مينمايد.

حاصل كار بي وقفه ي استاد آثار نقاشي بسيار زيادي است كه در كتاب هاي هنري او به چاپ رسيده است.
سخنآخراين كه امروز استاد فرشچيان از پس نزديك به پنجاه سال كسب هنر و مهارتدركار نقاشي و خلق نقش هاي دلنشين و چشم نواز، هنرمندي است كه به جراتميتوان او را صاحب سبك جديد در نقاشي ايراني (مينياتور) دانست و دل خوشداشتبه آينده ي هنري جواناني كه مشتاقانه تحت تاثير قلم روان و سيال و رنگهاينوازش گر او آرزوي شاگردي استاد و بهره گرفتن از درياي تجارب او رادارند.بيش از سه دهه است كه شاهكارهاي ارزنده ي استاد در نمايشگاه هايصاحب نامايران و جهان مورد ارزيابي هنري و نقد و بررسي صاحب نظران قرار ميگيرد وهمگان سر تسليم در برابر شكوه و عظمت اين هنرمند و استاد كم نظيراصفهانيفرود مي آورند.
قلمش روان و پرتوان باد، به هميشه ي ايام.

تعدادی از اثار استادفرشچیان  
                     
|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در جمعه بیستم اسفند 1389  |
 پابلو روئیس پیکاسو
پابلو روئیس پیکاسو (به اسپانیایی: Pablo Ruiz Picasso) نقاش، طراح صحنه، پیکرتراش، گراورساز و سرامیک‌کار اسپانیایی و یکی از برترین و تاثیرگذارترین هنرمندان سده ۲۰ میلادی بود. او به همراه ژرژ براک نقاش و پیکرتراش فرانسوی، سبک کوبیسم را پدید آورد. از جمله آثار مشهور او میتوان به دوشیزگان آوینیون و گرنیکا اشاره کرد. پیکاسو بیشتر عمر خود را در فرانسه به سر برد.

 

زندگینامه

وی در ۲۵ اکتبر سال ۱۸۸۱ در مالاگا، یکی از شهرهای کشور اسپانیا، زاده شد. وی تحصیلات خود را در فرانسه به پایان رساند. او نزد پدرش که استاد نقاشی بود به آموختن صورتگری پرداخت و در سال ۱۹۰۳ مقیم پاریس شد. در سال‌های ۱۹۰۶ و ۱۹۱۰، به اتفاق ژرژ براک مکتب کوبیسم را پایه گذاری کرد. ژرژ براک، از نخستین کسانی بود که سنجاق و میخ را با هم توأم نمود و پیکاسو تخته و چیزهای دیگری را هم به آن افزود. پیکاسو در سبک خود شهرت فراوانی به دست آورد و پیروان فراوانی کسب نمود.

وی در۸ آوریل ۱۹۷۳، در اوج دلباختگی اش به ژاکلین درگذشت و ژاکلین روک نیز، که پس از پیکاسو شدیدا از نظر روحی دگرکون شده بود، در سال ۱۹۸۶، با شلیک گلوله خودکشی کرد

 

سبک کاری

او در مجسمه سازی، قلم زنی، حکاکی روی چوب، معماری تبحر داشت. پیکاسو علاقه خاصی به زنها داشت و غیر از اینکه در زندگی غرق آنها بود تا مدت‌ها نقاشی‌های وی مشخصآ تنها راجع به زنها بود. و دوره اول هنری وی در طبقه بندی‌ها بنامهای Blue & Rose میباشد. در دوران آبی سبک کاری وی اغلب شامل سایه‌های آبی کشیده شده از اجسامی بود که تنها به نیمی از آنها به تصویر کشیده می شد.در دوران رز از آبی به سمت صورتی تمایل پیدا کرد و نقاشی‌های وی به دنیای واقعی نزدیکتر شدند.او سپس به سبک کوبیسم روی آورد که در آن اشیا را توسط اشکال ساده هندسی به تصویر کشاند[۲]. آخرین دوره کاری پیکاسو دوره سورئالیستی است که از ۱۹۲۴ آغاز می‌شود . ولی همیشه فاصله اش را با سورئالیستها حفظ کرد . پیکاسو و هنرمندان سورئالیست جهان در اصول بنیادی ، بدین معنا که هنر قادر است آنچه را که طبیعت و عقل نمی توانند ابراز کنند نشان دهد ، موافقت داشتند ولی اختلاف اساسی بسیاری بین پیکاسو و سورئالیست‌ها وجود دارد : به عقیده آنها ، پیکاسو به دنیای خارج و مضمون وابستگی بسیار دارد و از دنیای اوهام و رویاها بسیار دور است .[۳].

آثار

در نوامبر ۲۰۱۰ بیش از ۲۷۰ اثر ناشناخته از پیکاسو در فرانسه و در منزل پیرمردی کشف شد

                                                         تصویری از پیکاسو

 تعدادی از اثارپیکاسو

                  

|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در دوشنبه هجدهم بهمن 1389  |
 اشنایی با ابزارهاوتکنیک های مختلف نقاشی
رنگ روغن

اين تکنيک نياز به قلم‌موهاى تخت دارد و معمولاً روى بوم صورت مى‌گيرد. البته در مواردى روى کاغذ، مقوا، چوب و ... نيز بکار مى‌رود. در هر صورت بايد پيش از آغاز بکار زمينه‌سازى آن انجام شود. رنگ‌هاى روغنى معمولاً به‌صورت رنگ‌هاى روغنى لوله‌اى هستند. لولهرنگ در دههٔ ۱۸۶۰ به‌طور وسيع در دسترس نقاشان قرار گرفت. اين تکنيک از مشهورترين تکنيک‌هاست. در اين روش نقاش اين امکان را دارد که با روى‌هم زدنِ ضربه‌هاى قلم‌مو رنگ‌ها را تغيير دهد. تکنيک رنگ روغن از سدهٔ شانزدهم به بعد محبوبيت زيادى يافته است. در اين روش دير خشک شدن رنگ‌ها اين امکان را فراهم مى‌کند تا رنگ‌ها را درهم بتوان محو نمود.
پس از پايان کار مى‌توان لايهٔ نازکى ورنى روى کار کشيد. به اين ترتيب هم اثر از نفوذ گردوغبار محفاظت مى‌شود و هم درخشندگى آن حفظ مى‌شود. البته اين مرحله بايد بعد از گذشت زمانى از اتمام کار صورت گيرد تا لايه‌هاى زيرين تابلو کاملاً خشک شده باشد.

اکريليک


اين تکنيک با رنگ‌هاى اکريليک انجام مى‌شود که محلول در آب هستند و انعطاف‌پذيرى زيادى دارند و خيلى زود خشک مى‌شوند. اين رنگ‌‌ها مقاومت خوبى دارند.

مداد رنگى
امکانات مدادهاى رنگى از ابتداى اختراع آن، نظر بسيارى از هنرمندان نقاش را به خود جلب نمود. بيشتر تصويرگران و طراحان تبليغاتى از اين ابزار ساده آثار ماندگارى بوجود آورده‌اند. روش مدادرنگى مى‌تواند با روش‌هاى ديگر مثل آبرنگ، گواش و غيره ترکيب شود. مداد رنگى کاربردهاى بسيار وسيعى دارد. از اين ابزار مى‌توان براى طرح‌هاى مقدماتى و يا اثرى با تمام جزئيات بهره برد. اين وسيله هم کاربرد طراحى دارد و هم کاربرد نقاشي. استفاده از اين تکنيک نياز به تجربه کافى دارد. به‌جز کاغذهاى صيقلي، بقيه کاغذها قابل استفاده در اين تکنيک هستند.

گونه‌اى از مدادهاى رنگي، اصطلاحاً مدادهاى آبرنگى هستند که فضاهايى شبيه به آبرنگ را مى‌توان با آنها ايجاد نمود. در اين روش با کمک قلم‌مو و آب اثر مداد رنگى محو مى‌شود و سبک و سياق آبرنگ ديده مى‌شود ولى ردّ مداد رنگى همچنان به‌چشم مى‌خورد.
در نقاشى با مداد رنگى مى‌توان شيوه‌هاى متنوعى به‌کار برد؛ از جمله شيوهٔ خطي، سايه‌پرداز، شيوهٔ خراش و ... معمولاً از شيوهٔ خطى و سايه‌پردازى بيشتر استفاده مى‌شود

آبرنگ

در آبرنگ با رقيق کردن رنگماده مى‌توان سايه‌روشن‌هاى زيبايى ايجاد کرد و با ايجاد لايه‌هاى نازک درخشندگى را نشان داد. در اين تکنيک زمينهٔ نقاشى اهميت زيادى دارد. از نمونه‌هاى کار آبرنگ در دوران‌هاى گذشته، نقاشى‌هاى روى ابريشم در خاور دور است. کاربرد کامل‌تر آبرنگ در انگلستان بخصوص قرن هيجدهم متداول شد. در اين روش گاه خطوط اصلى طراح با مداد يا قلم و مرکب مشخص مى‌شود و بعد به‌وسيلهٔ آبرنگ تکميل مى‌گردد و گاه از ابتدا با قلم‌مو و آبرنگ کار شروع مى‌شود. در اين شيوه، کيفياتى از مناظر و موضوعات را مى‌توان به‌وجود آورد که با تکنيک‌هاى ديگر امکان‌پذير نمى‌باشد. آبرنگ‌ها به‌صورتى تيوپى يا قرص وجود دارند. در اين روش از سفيد استفاده نمى‌شود وسفيدى خود کاغذ به‌کار برده مى‌شود.

پاستل

پاستل نوعى تکنيک خشک است که ويژگى بافت مخمل‌نما را دارد. اما خيلى زود کثيف مى‌شود و تحت تأثير رطوبت و نور قرار مى‌گيرد. اين تکنيک در قرن هيجدهم رايج شد. در پاستل رنگ‌ها قابل ترکيب نيستند و اين عمل روى کاغذ زمينه و در حين کار صورت مى‌گيرد. از اين‌رو تعداد رنگ‌هاى پاستل زياد است.

در اين تکنيک کاغذ مخصوص پاستل بايد انتخاب شود و به‌دليل حساس بودن اين ماده رنگى پس از پايان کار بايد از فيکسايتو استفاده کرد و بعد در قاب شيشه‌اى قرار داده شود و در اين حالت اثر در فاصله‌اى اندک از شيشه قرار گيرد و به شيشه نچسبد.

مداد شمعى
در اين شيوه از مدادهاى شمعى که از موم يا ساير مواد قابل ذوب به همراه مواد رنگى ساخته مى‌شود، استفاده مى‌شود. چسبندگى اين رنگ‌‌ماده روى کاغذ به مراتب بهتر از پاستل مى‌باشد.

کلاژ (تکه‌چسبانى)

کلاژ شيوه‌اى است که در آن مصالح مختلفى از قبيل مقوا، بريده روزنامه، پارچه، عکس، اشياء و ... روى سطح بوم يا هر زمينهٔ ديگر چسبانده مى‌شود و يک ترکيب‌بندى ايجاد مى‌کند. به اين ترتيب گاه روى زمينهٔ نقاشى شده قرار مى‌گيرد و آن را تکميل مى‌کند و گاه به تنهايى بکار مى‌رود. نقاشان کوبيست و بعد ديگران اين شيوه را بکار مى‌بردند.

ابزارهاى نقاشى

ابزارهاى نقاشى شامل وسايل و موادى است که به‌واسطهٔ آنها نقاش قادر به آفرينش يک اثر هنرى مى‌شود.
قلم مو
کاردک
ایر براش
تخته شستی
رنگ

قلم‌مو

قلم‌مو وسيله‌اى است براى بکار بردن رنگ در نقاشى و ايجاد بافت. قلم‌موهاى مختلف براى تکنيک‌ها و مواد و مصالح مختلف بکار مى‌روند. قلم‌موهاى نرم براى نقاشى آبرنگ و تمپرا مناسبند و معمولاً از موى سمور ساخته مى‌شوند. قلم‌موهاى زبر، معمولاً از موى خوک ساخته مى‌شوند و براى نقاشى رنگ روغن کاربرد دارند. قلم‌موهاى سرگِرد معمولاً نرم هستند و قلم‌موهاى سرکوتاه براى ايجاد لايه‌هاى ضخيم رنگ بکار مى‌روند. از قلم‌موهاى تخت مى‌توان براى ايجاد خطوط مرزى نيز استفاده کرد و براى اين‌کار بايد از کناره‌هاى قلم‌مو استفاده شود.

 

 

|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در جمعه پانزدهم بهمن 1389  |
 موسیقی
موسیقی، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت

واژه موسیقی از واژه‌ای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می‌باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می‌باشد.

موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته‌اند که مهم‌ترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه‌ای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نیز نامیده می‌شود.

تقسیم بندی موسیقی

موسیقی به دو بخش تقسیم می شود:

  1. موسیقی ضربی
  2. موسیقی بی ضرب

موسیقی ضربی به موسیقی هایی گفته می‌شود که دارای وزن باشد مانند آهنگ هایی که برای رقص ساخته شده باشد؛پیش در آمد ،مارش و غیره. موسیقی بی ضرب آن است که دارای وزن معین و معلومی نباشد که بهترین نمونه آن آوازهای موسیقی ایرانی می باشد.

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد.

تاریخچه

در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و کوس و کرنا می‌پرداختند. در اوستا بخش یسناهاآمده که پزشکان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان می‌کردند. در آن دوران سه نوع موسیقی آئینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بوده است، همچنین در جشن‌های طبیعت و روزهای تاریخی و ملی نواها و موسیقی ایرانی ویژه‌ای اجرا می‌شد. در دوران هخامنشیان سرودها و ترانه‌هایی به نام هوره در جنگ‌ها و جشن‌ها اجرا می‌کردند که امروزه در ایلام و سرزمین‌های غرب ایران با همین نام رایج است. در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقیدان هایی زیر نظر وزیر دربار خرم باش کار می‌کردند. در جشن‌های بزرگ، این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگ‌های گوناگون اجرا می‌کردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایکوبی مردم به ایران آورد.

 

|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389  |
 هنر مينياتور
نگاهی به هنرمینیاتورایران



مینیاتوردر لغت به معنی کوچکتر نشان دادن است. این کلمه در اصل یک لغت خارجی است و نیمه ی اول قرن حاضر در زبان فارسی امروز مصطلح گردید که در معنای واقعی، به مینیاتورهای ایرانی یا کشورهای دیگر منحصر نمی شود؛ بلکه هر شیئ هنری ظریف و ریز که به هر سبک و شیوه ای ساخته شده باشد، مینیاتور نامیده می شود.

 



از بررسي هاي تاريخي چنين استنباط مي گردد كه هنرمندان مينياتورساز ايراني طراحي رنگ آميزي و مجسمه سازي چيني را با ادراك و ذوق خاص خود تغيير داده و دگرگوني هائي در آن بوجود آورده اند. به هرحال، اگر چه واژه مينياتور در نگاه اول بيگانه مي نمايد اما شك نيست مينياتور با ابعاد كنوني هنري ايراني است

 



مانی بدون شک اولین هنرمند شناخته شده تاریخ هنرهای تجسمی ایران است. مانی بنیان گذار آئین مانوی در سال 215 میلادی در بابل به دنیا آمد. دین او یکی از شاخه های دین زرتشت بود که در عین حال از عرفان مسیحی هم تأثیر گرفته بود. مانی کتاب دینی خود را به نفیس ترین حد ممکن زمانه اش نقاشی و تذهیب کرده بود

 



واژة «مینیاتور» که مخفف شدة کلمة فرانسوی «مینی موم ناتورال» و به معنی طبیعت کوچک و ظریف است و در نیمة اول قرن اخیر و حدوداً از دورة قاجاریان وارد زبان فارسی شده،

 



هیچ گاه ما نمی توانیم اثری مینیاتوری را، بدون تحرک و پویایی تصور کنیم. مثلا به همین تابلوی استاد رستگار بنگرید (استاد نظری، اشاره به اثری از استاد رستگار می کند که در آن فرهاد صورت شیرین را بر کوه کنده است) همه اجزا متحرک و پویا هستند حتی سنگ ها گویی جان دارند.

 



وقتى كه شاه اسماعيل در سال 916 ه ـ ق./1510م. هرات را تسخير كرد، بهزاد هنوز نقاش دربار هرات بود. شاه اسماعيل بهزاد و عده‏يى ديگر از نقاشان را با خود به تبريز برد. گفته‏اند كه شاه مذكور آنقدر بهزاد را گرامى مى‏داشت كه او را به نصف مملكت خود معاوضه نمى‏كرد

 



واژهٔ مینیاتور که مخفف کلمهٔ فرانسوی «مینی موم ناتورال» (Minimum Natural) و به معنی طبیعت کوچک و ظریف است، در نیمه اول قرن بیستم و حدوداً از دورهٔ قاجاریان همراه با اولین درس خوانده های ایرانی در فرانسه، به ایران راه یافت و وارد زبان فارسی شد.
|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در یکشنبه دهم بهمن 1389  |
 خوشنويسي
خوشنویسی به معنی زیبانویسی یا نوشتن همراه با خلق زیبایی است. گاهی درک خوشنویسی به عنوان یک هنر مشکل است. به نظر می‌رسد برای درک و لذت بردن از تجربه بصری خوشنویسی باید بدانیم خوشنویس افزون بر نگارش یک متن، سعی داشته اثری هنری با ارزش‌های زیبایی شناختی خلق کند.[۱] از این رو خوشنویسی با نگارش سادهٔ مطالب و حتا طراحی حروف و صفحه آرایی متفاوت است. همچنین از آنجایی که این هنر جنبه‌هایی از سنت را در دل خود دارد باید آن را تا حدی از تایپوگرافی که مبتنی بر ارزش‌های گرافیکی مدرن و کارهای چاپی است متمایز کرد.

خوشنویسی تقریبا در تمام فرهنگ‌ها به چشم می‌خورد اما در مشرق زمین و به‌ویژه در سرزمین‌های اسلامی و ایران در قله هنرهای بصری واقع است. خوشنویسی اسلامی و بیش از آن خوشنویسی ایرانی تعادلی است حیرت‌انگیز میان تمامی اجزا و عناصر تشکیل دهندهٔ آن. تعادل میان مفید و مورد مصرف بودن از یک سو و پویایی و تغییر شکل یابندگی آن از سوی دیگر؛ تعادل میان قالب و محتوا که با آراستگی و ملایمت تام و تمام می‌تواند شکل مناسب را برای معانی مختلف فراهم آورد.

اگر در نظر داشته باشیم که خوشنویسی اسلامی و ایرانی براساس قالب‌ها و قواعد و نظام‌های بسیار مشخصی شکل می‌گیرد و هر یک از حروف قلم‌های مختلف از نظام شکلی خاص، و تا حدود زیادی غیرقابل تغییر، برخوردارند. آنگاه درمی‌یابیم که ایجاد قلم‌های تازه و یا شیوه‌های شخصی خوشنویسان بر مبنای چه ابداع و رعایت حیرت‌انگیزی پدیدار می‌شود. در خوشنویسی اندازه هر حرف و نسبت آن با سایر حروف با دقت بسیار بالایی معین شده‌است و هر حرف به صورت یک «مدول» ثابت درمی‌آید که تخطی از آن به‌منزله نادیده گرفتن توافقی چندصدساله‌است که همیشه میان خوشنویس و مخاطب برقرار بوده و با رضایت طرفین حاصل می‌آمده‌است. حتی ترتیب شکل کلمات نیز براساس مبانی مشخصی تعیین می‌شده که در «رسم‌الخط»ها و «آداب‌المشق»ها از جانب اساتید بزرگ تنظیم و ارائه شده‌است. قرارگیری کلمات نیز- یعنی «کرسی»- هر سطر هر چند نه به صورت کاملاً پیش‌بینی و تکلیف شده - که ناممکن بوده‌است - اما به‌شکل «سلیقه مطلوب» زمینه زیبایی شناختی پیشنهادی خاص خود را دارا بوده‌است.


خوشنویسی اسلامی

نمونه‌ای از خط کوفی اولیه
نوشتار اصلی: خوشنویسی اسلامی

خوشنویسی همواره برای مسلمانان اهمیتی خاص داشته‌است. زیرا در اصل آن را هنر تجسم کلام وحی می‌دانسته‌اند. آنان خط زیبا را نه فقط در استنساخ قرآن بلکه در اغلب هنرها به‌کار می‌بردند.[۵] خوشنویسی یا خطاطی در کلیه کشورهای اسلامی همواره به عنوان والاترین هنر مورد توجه بوده‌است. مردمان این سرزمین‌ها به‌ویژه ایرانیان در اوج قدرت و نهایت ظرافت در این هنر تجلی یافت و خوشنویسی به مانند محوری در میان سایر هنرهای بصری ایفای نقش کرده‌است. خوشنویسی از قرون اولیه اسلامی تا کنون در کلیه کشورهای اسلامی و مناطق تحت نفوذ مسلمانان با حساسیت و قدرت تمام در اوج جریانات هنری بوده‌است.

قدیمی‌ترین نسخه قرآن به خط کوفی است و به علی بن ابی‌طالب(ع) منسوب است. پس از قرن پنجم هجری، خط کوفی تقریباً جای خود را به خطّ نسخ داد که حروف آن بر خلاف حروف زاویه‌دار خطّ کوفی منحنی و قوس‌دار است.[۶]

در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله بیضاوی شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از : محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که یه اصول دوارده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن.[۷]

یک قرن بعد از ابن مقله، ابن بواب برای خط نسخ قواعدی تازه ایجاد کرد و این خط را کامل نمود در قرن هفتم جمال الدین یاقوت مستعصمی به این خط جان تازه‌ای بخشید و قرآن کریم را برای چندین بار کتابت نمود.[۸]

خوشنویسی ایرانی

نمونه‌ای از خط نستعلیق به‌شکل چلیپا- میرعمادحسنی - ایران
برگی از قرآن به خط کوفی - ایران - قرن یازدهم - ایرانیان حتا در خطوط رایج در سایر سرزمین‌های اسلامی شیوه‌های خاص خود را پدید آوردند.
نوشتار اصلی: خوشنویسی ایرانی

درحالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه به عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند. هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ آن همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد. در این منطقه نیز خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای لطافتی خاص است.

در ایران پس از فتح اسلام، خطّاطی به شیوهٔ نسخ وجود داشت. در زمان حکومت ایلخانیان، اوراق مذهّب کتاب‌ها نخستین بار با نقش‌های تزیینی زینت یافت. در زمان حکومت تیموریان در ایران، خط و خوشنویسی به اوج کمال خود رسید. میرعلی تبریزی با ترکیب خط نسخ و تعلیق، خط نستعلیق را بنیان نهاد. مشهورترین خطاط قرآن در این دوره بایسنقر میرزا بود.[۹]

آنچه که به عنوان شیوه‌ها یا قلم‌های خوشنویسی ایرانی شناخته می‌شود بیشتر برای نوشتن موتون غیر مذهبی نظیر دیوان اشعار، قطعات ظریف هنری و یا برای مراسلات و مکاتبات اداری ابداع شده و به‌کار رفته‌است. این در حالی است که خط نزد اعراب و ترکان عثمانی بیشتر جنبه دینی و قدسی داشته‌است. هرچند آنان نیز برای امور منشی‌گری و غیر مذهبی قلم‌هایی را بیشتر به‌کار می‌برند، اما اوج هنرنمایی آنان - بر خلاف خوشنویسان ایرانی- در خط ثلت و نسخ و کتابت قرآن و احادیث قابل رویت است.

در ایران نیز برای امور مذهبی مانند کتابت قرآن یا احادیث و روایات و همچنین کتیبه‌نویسی مساجد و مدارس مذهبی بیشتر از خطوط ثلث و نسخ بهره می‌گرفتند که نزد اعراب رواج بیشتری دارد. هرچند ایرانیان در این قلم‌ها نیز شیوه‌هایی مجزا و مختص به خود آفریده‌اند.

خط تعلیق را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست. خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند کرد خواجه تاج سلمانی بود. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحی منشی استر ابادی بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد.[۱۰]

پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود. در قرن هشتم میرعلی تبریزی (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط نسخ و تعلیق خطی بنام نسختعلیق بوجود آورد که نام آن در اثر کثرت استعمال به نستعلیق تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید.[۱۱] و بعدها در دوران شاه عباس صفوی به دست میرعماد حسنی به اوج زیبایی و کمال رسید.

خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند. در خراسان بزرگ و کشورهای آسیای میانه، افغانستان و به‌ویژه خوشنویسان دربار گورکانیان در هندوستان (که تعلق خاطر ویژه‌ای به فرهنگ ایرانی داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.

بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی در ایران دانست. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی شکسته نستعلیق به دست مرتضی قلی خان شاملو حاکم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن را می‌توان به سبب نیاز به تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست. همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت، شکسته تعلیق آن‌را نیز بوجود آوردند.[۱۲] درویش عبدالمجید طالقانی این خط را به کمال رساند.

در دوران قاجار خط کاربرد اصلی خود یعنی کتابت را از دست داد. از یک سو با تاکید و توسعه سیاه‌مشق‌نویسی به سمت هنر ناب رفت و از دیگر سو با پدید آمدن روزنامه‌ها و چاپ سنگی خود را به هنرهای کاربردی نزدیک شد. در دوران پهلوی روند نیازهای مدرن تجاری و تبلیغی حط را از کنج کتابخانه‌ها و مجموعه‌های خصوصی به بستر اجتماع کشاند و جریانات هنری مدرنی شیوه‌هایی چون نقاشیخط را به‌وجود آوردند که کماکان مورد توجه محافل هنری جهان است.

در سالهای پس از انفلاب اسلامی خوشنویسی با اقبال عمومی روبرو شد و انجمن خوشنویسان ایران که در سال ۱۳۲۹ تشکیل شده بود نقش بارزی در رشد و توسعه کمی و کیفی این هنر به عهده گرفت. همچنین خطی به نام معلی در سال‌های اخیر با تاثیر از خطوط اسلامی - ایرانی ثلث و شکسته نستعلیق توسط آقای حمید عجمی ابداع گردید که تاحدی مورد استقبال قرار گرفت.

نویسندگان خط کوفی بعد از اسلام

بعد از ظهور دین اسلام عده‌ای در نوشتن خط کوفی اشتهار یافته که پنج تن آنها از دیگران معروفترند:

۱- علی بن ابی‌طالب- ۲- عمر بن خطاب- ۳- عثمان- ۴- ابی‌بن‌کعب- ۵- زید بن ثابت.

ابزارهای خوشنویسی

نوشتار اصلی: ابزارهای خوشنویسی
ابزارکار یک خوشنویس مبتدی

وسایل و ابزار خوشنویسی در خلق یک اثر مطلوب بسیار موثرند. ابزار خوب مشوق هنرمند در ادامه کار و پیشرفت اوست.. ابزار مهم و اصلی خوشنویسی عبارتند از:

  • قلم‌نی نوع مرغوب آن از نی‌های دزفولی (برای قلم‌های ریر و متوسط) یا نی خیزران (برای درشت‌نویسی) تهیه می‌شود.
  • کاغذ که در گذشته به صورت دستی ساخته می‌شد و مراحل تولید و پرداخت پیچیده‌ای داشت. امروزه کاغذهای گلاسه، به‌ویژه گلاسهٔ مات، برای نوشتن مناسبترند.
  • مرکب که باید مخصوص خوشنویسی باشد. بیش از همه مرکب مشکی و پس از آن قهوه‌ای کاربرد دارد. برای کارایی بهتر و بیشتر می‌توان چند قطره آب مقطر یا گلاب را به مرکب و لیقه اضافه کرد. اینکار موجب جذب بیشتر مرکب بر روی قلم می‌شود و برای نوشتن حروف کشیده بسیار مؤثر است.

افزون بر آن از وسایل خوشنویسی می‌توان به‌ابزار زیر اشاره کرد:

دوات، لیقه، قلمتراش، قط‌زن، سنگ تیزکن قلمتراش، قلمدان، زیرمشق از نوع فوم و یا چرمی، مِسطره، ابزار به‌هم زدن لیقه و مرکب، قاشق مخصوص آب ریختن در دوات یا قطره چکان.

|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در پنجشنبه هفتم بهمن 1389  |
 توضيحاتي در مورد هنر نقاشي
نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق کننده و یک عامل چسپاننده (یک چسب ) بر روی یک سطح (نگهدارنده) مانند کاغذ ، بوم یا دیوار است. این کار توسط یک نقاش انجام می شود. این واژه بخصوص زمانی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد. قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت استفاده از زبان نوشتاری است

تاریخ نقاشی

قدیمی ترین نقاشی ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل می باشد، در گروته شاوه فرانسه قرار دارد. این نقاشی ها که با استفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها ، کرگدن ها، شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می دهند. اینها نمونه هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند.


امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند. در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک خلق می شوند وجود دارد.از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر استفاده می کنند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند. در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی گفته می شود.

درباره رنگ

رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند کننده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت کننده و یا هر ماده اصلاح کننده دیگری است. قبل از آنکه رنگ بر روی بوم قرار گیرد، معمولا ابتدا آن را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می کنند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد. با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی استفاده می کنند که دارای رنگدانه های فرار هستند.
ابزار مورد استفاده نقاش شامل انواع مختلفی است . از جمله :

به این موارد می توان گچ ، مداد گرافیت ، پارچه کهنه یا دستمال کاغذ ی ، آینه ( که گاهی برای تغییر زاویه دید و پرسپکتیو و گاهی نیز برای نقاشی شخص از خودش بکار می رود) تربانتین یا هر رقیق کننده بی بوی دیگر (که معمولاً به همراه روغن استفاه می شود) ،مدل یا موضوع و شاید نور پردازی آتلیه را نیز اضافه نمود.

تکنیکهای نقاشی

تکنیکهای نقاشی عبارتند از :

حلال های رنگ

حلال ماده ای است که رنگدانه در آن حل یا قرار داده می شود. تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل استفاده هستند.
برخی از آنها عبارتند از :

اصطلاحات معمول نقاشی


این اصطلاحات عبارتند از :

می توانید مطالب دیگری را نیز راجع به منشاء هنر و فهرستی از نقاشان مشهور مطالعه کنید.

یکی از مقوله های مطرح شده و ناشناخته درنقاشی ، نقاشی چهار بعدي است

|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در پنجشنبه هفتم بهمن 1389  |
 توضیحاتی درموردهنرکلاژ


آيينه هنر: كلاژ هنر چيدمان بافت هاى مختلف در كنار يكديگر و خلق تصويرى نو با مفهومى تازه است.لغت كلاژ از واژه فرانسوى كلر (coller)، به معناى چسباندن مشتق شده است.گرچه كلاژ بيشتر به عنوان يكى ازتكنيك هاى خلق اثر در حوزه هنرهاى تجسمى شناخته شده ولى مى توان نمونه هايى از استفاده از اين تكنيك را در ادبيات و معمارى نيز مشاهده كرد.در تكنيك كلاژ مى توان انواع متريال را مشاهده نمود. تكه هاى جرايد،روبان هاى پارچه اى، تكه هاى كاغذ رنگى، كاغذهاى دست ساز، عكس و بسيارى مواد ديگر مى توانند در خلق اثرى با تكنيك كلاژ استفاده شوند. آنچه در تكنيك كلاژ حائزاهميت است حضور تكه ها و بافت هاى گوناگون در كنار هم و چسباندن آنها در كنار يكديگر براى رسيدن به يك تصوير جديد است.تكنيك كلاژ نخستين بار در زمان اختراع كاغذ در چين در حدود سالهاى ۲۰۰ قبل از ميلاد، به كار گرفته شد. اين روش به صورت بسيار محدود به حيات خود در شرق ادامه داد تا آنكه در قرن دهم ميلادى خوشنويسان ژاپنى براى چاپ اشعارشان از روش بريدن وچسباندن حروف بهره گرفتند. تكنيك كلاژ در طى قرن سيزدهم ميلادى به اروپا راه يافت و در طول قرن هاى ۱۵ و ۱۶ ميلادى به عنوان يكى از روش هاى معمول در تزئين كليساهاى گوتيك به كار بسته شد. با شروع قرن ،۱۹ كلاژ در اروپا جنبه فانتزى به خود گرفت و در آلبوم هاى عكس و يا تصويرسازى برخى كتاب هاى داستان استفاده شد.پابلو پيكاسو نخستين نقاش مكتب كوبيسم بود كه از تكنيك كلاژ در خلق آثارش بهره گرفت. وى در سال ۱۹۱۲ ميلادى براى تابلوى «زندگى آرام با يك صندلى راحتى» از وصله هاى چند پارچه رنگى و تصوير طراحى يك صندلى استفاده نمود و آنها را بر روى بوم در كنار هم چسبانيد. نقاشان سورئاليست نيز استفاده وسيعى از اين تكنيك داشتند. «رنه پسرسون» به لحاظ استفاده بسيار سورئاليست ها از اين تكنيك نام «inimage» را مطرح نمود كه معرف تكنيك كلاژ منحصر به فردسورئاليست هاست. هنرمندان اين مكتب اثرى را براى خلق تصويرى نو تخريب مى كردند. از ديگر روش هاى استفاده از تكنيك كلاژ در هنر نقاشى مى توان به كلاژ بوم هاى نقاشى اشاره كرد كه توسط «جان والكر»، هنرمند بريتانيايى استفاده مى شد. وى بوم هاى نقاشى شده را تكه تكه مى كرد و از نو در كنار هم مى چسباند. روش كلاژ بوم هاى نقاشى زمينه پيدايش تكنيك ميكس مديا را در هنر بوجود آورد.گرچه «لكوربوزيه» از روش هايى مشابه تكنيك كلاژ در معمارى استفاده مى كرد ولى اين تكنيك به عنوان يك تكنيك كاربردى تنها پس از چاپ مقاله «شهر كلاژ» بوسيله «كالين رو» و «فرد كوتر» در سال ۱۹۷۸ در هنر معمارى رسميت يافت. آنها در مقاله خود به مفهوم شكست فضايى كه در تكنيك كلاژ وجود دارد اشاره كرده بودند وكاربرد آن را در معمارى بنا مفيد مى دانستند. دكوپاژ در معمارى داخلى نيز بخشى از تكنيك كلاژ محسوب مى شود. ايجاد عمق از يك فرم بوسيله تكرار همان فرم در پسزمينه يكى از روش هاى دكوپاژ در دكوراسيون است.ادبيات نيز از حضور تكنيك كلاژ بى بهره نماند. رمان هاى كلاژ كتاب هايى هستند كه در آن ها بخش هايى از آثار چاپ شده توسط فردى انتخاب شده و در كنار هم آورده شده است. اين آثار اغلب از يك تم واحد برخوردارند و بوسيله راوى انسجام خود را حفظ مى كنند. كلاژ در ادبيات جدا از گرد هم آوردن بخش هاى متفاوتى از آثار منتشر شده معناى ديگرى هم دارد. در اين حالت كلاژ به معناى قرار دادن عقايد و باورهاى متنوع از افراد مختلف در قالب يك نوشته است كه لزوماً از آثار منتشر شده اى گرفته نشده اند.وجه هنرى تكنيك كلاژ بيشتر در آثار فوتومونتاژ ديده مى شود. فوتومونتاژ در اصطلاح به اثرى كه بوسيله تكه هاى يك عكس يا بخش هاى انتخاب شده از عكس هاى مختلف ساخته شده باشد گفته مى شود. تصوير كامپوزيت شده در نهايت مى تواند از نو عكاسى شود و حتى در نرم افزارهاى ويرايش عكس، تغيير و بهبود يابد.

 

                     

 

 

 


|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در سه شنبه پنجم بهمن 1389  |
 لینک طراحی کاردستی
لینک طراحی کاردستی

|+| نوشته شده توسط محمد مهدی میراج در پنجشنبه نهم دی 1389  |
 
 
بالا